song title
About Song
Download
Share
Song Lyrics
متن کامل آهنگ افسانه دل از بیژن کامکار
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
بند را برگسلیم از همه بیگانه شویم
جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم
خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
سخن راست تو از مردم دیوانه شنو
تا نمیریم مپندار که مردانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
در سر زلف سعادت که شکن در شکن است
واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
در سر زلف سعادت که شکن در شکن است
واجب آید که نگونتر ز سر شانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت
گر در این راه فنا ریخته چون دانه شویم
گرچه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم
گرچه شمعیم پی نور تو پروانه شویم
گرچه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم
تا بر این نطع ز فرزین تو فرزانه شویم
در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم
محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم
ما چو افسانه دل بیسر و بیپایانیم
تا مقیم دل عشاق چو افسانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم
Music Video
Same Songs
Send Comment
Rating
به این پست امتیاز بدهید
Click on a star to rate it!
میانگین امتیازات: 0 / 5. تعداد بررسی ها: 0
تا کنون امتیازی برای این پست ثبت نشده است ، اولین نفر باشید :)